نظر | الک بالدوین مجبور نبود با پلیس صحبت کند. نه شما.

اندکی پس از آن که الک بالدوین در اکتبر 2021، اسلحه ای را که در دست داشت گلوله ای شلیک کرد که باعث کشته شدن یک فیلمبردار و زخمی شدن یک کارگردان در سر صحنه فیلم سینمایی «زنگ» شد، او به پلیس نیومکزیکو گفت که حاضر است هر کاری انجام دهد. آنها درخواست کردند، از جمله برای مصاحبه در ایستگاه.

بعد از ظهر همان روز در اتاق بازجویی، کارآگاهان با اطلاع دادن به بالدوین از حقوق خود شروع کردند: او حق داشت سکوت کند. هر چیزی که او می گفت می تواند علیه او در دادگاه استفاده شود. او آزاد بود تا با یک وکیل مشورت کند. اگر توان مالی نداشت، برایش وکیل تعیین می کردند. و می توانست در هر نقطه ای که بخواهد بازجویی را متوقف کند.

تنها سوال من این است که آیا من به چیزی متهم هستم؟ بالدوین پرسید.

پلیس گفت اصلا اینطور نیست. یکی از کارآگاهان به او گفت که خواندن حقوق او “فقط یک امر رسمی” بود.

و بنابراین، بدون حضور وکیلش، در حالی که پلیس او را ضبط می کرد، بالدوین صحبت می کرد. و صحبت کرد. و صحبت کرد. در آن زمان، بالدوین فقط می دانست که کارگردان فیلم، جوئل سوزا، و فیلمبردار آن، هالینا هاچینز، مجروح شده اند. کارآگاهان در پایان بازجویی به او اطلاع دادند که هاچینز مرده است. با این حال، برای حدود یک ساعت، بالدوین نه تنها به بسیاری از سوالات کارآگاهان در مورد تیراندازی پاسخ داد، بلکه تئوری های خود را در مورد این حادثه ارائه کرد و اقدامات بعدی را که پلیس ممکن است در تحقیقات خود دنبال کند، پیشنهاد کرد.

برای افرادی که با سیستم عدالت کیفری آمریکا آشنایی ندارند، تصمیم بالدوین منطقی به نظر می رسد: اتفاق وحشتناکی رخ داد و او می خواست کمک کند. اما وکلای مدافعی که با آنها صحبت کردم گفتند که پرونده بالدوین باید به عنوان یادآوری باشد که اگر درگیر یک حادثه جدی هستید، بهتر است با پلیس صحبت نکنید مگر اینکه وکیل حضور داشته باشد.

دادستان های نیومکزیکو هفته گذشته اعلام کردند که قصد دارند بالدوین و هانا گوتیرز رید، زره پوش فیلم را که مسئول ساخت سلاح در مجموعه فیلم است، به قتل غیرعمد در مرگ هاچینز متهم کنند. آنها استدلال می کنند که بالدوین وظیفه دارد بررسی کند که اسلحه ای که در دست داشت سالم است یا خیر. استدلال دادستان بسیاری را در صنعت فیلم شوکه کرده است که می گویند این مسئولیت خدمه است، نه یک بازیگر، که از ایمن بودن سلاح ها اطمینان حاصل کند.

در اولین مصاحبه پلیس، بالدوین به بازجویان گفت که گوتیرز-رید اسلحه را به او داد و به او اطمینان داد که سالم است: “او گفت: “می‌خواهی چک کنی؟” – و من نمی خواستم به او توهین کنم، ما هرگز مشکلی نداشتیم. گفتم: من خوبم.

دادستان ها هنوز اتهامات خود را مطرح نکرده اند، بنابراین مشخص نیست که آنها از چه مدرکی علیه بالدوین استفاده می کنند یا استدلال قانونی آنها چیست – اما با توجه به اینکه گفته اند بالدوین مسئولیت قانونی خود را برای استفاده ایمن از اسلحه نقض کرده است، اعتراف او به این که هرگز بررسی شد اسلحه ممکن است خود او را متهم کند.

همچنین، در گفت‌وگوی دوم با پلیس یک هفته بعد، بالدوین گفت که در واقع دیو هالز، دستیار اول کارگردان فیلم بود که اسلحه را در حالی که اعلام می‌کرد «تفنگ سرد» به او داد. (از آن زمان هالز با دادستان ها موافقت کرده است.)

جاشوا ریتر، وکیل مدافع جنایی و دادستان سابق لس آنجلس، درباره تصمیم بالدوین برای صحبت با پلیس و همچنین رسانه های خبری گفت: «اگر او بخواهد واقعاً شهادت دهد، مشکل بزرگی ایجاد می کند. ریتر گفت: «اگر او موضع خود را اتخاذ کند تا جنبه‌های خود را برای هیئت منصفه توضیح دهد،» او باید هرگونه تناقض احتمالی در این اظهارات قبلی را توضیح دهد.

متمم پنجم قانون اساسی به آمریکایی ها اجازه می دهد از پاسخ به سؤالات مجری قانون خودداری کنند. با این حال، علیرغم شعارهای تشریفاتی هشدار میراندا در هر رویه پلیس تلویزیون، سکوت حقی است که مردم به سختی می توانند آن را بپذیرند. اگر به بیگناهی خود متقاعد شده اید، آیا موظف نیستید به پلیس کمک کنید تا موضوع تحت تحقیق را حل کند؟ امتناع از صحبت با پلیس کاری است که مردم فقط زمانی انجام می دهند که چیزی برای پنهان کردن داشته باشند.

من فقط یک علاقه گذرا به گناه یا بی گناهی بالدوین دارم. با این حال، چندین سال پیش، به کار جیمز دوان، استاد دانشکده حقوق ریجنت در ویرجینیا رسیدم که یکی از مدافعان متمم پنجم، جانی اپلسید شده است. ویدئویی از سخنرانی دوان یک دهه پیش در مورد اهمیت متمم پنجم، “با پلیس صحبت نکن” میلیون ها بار در یوتیوب مشاهده شده است و دوان از آن زمان ده ها بار در سراسر کشور سخنرانی خود را ارائه کرده است. . عنوان کتاب او “شما حق دارید بی گناه بمانید” به طور خلاصه پرونده سکوت را بیان می کند، زیرا فرض بی گناهی و باری که دادستان ها برای اثبات گناه حتی زمانی که متهم سکوت می کنند، بستر قانون کیفری آمریکا است.

کار دوئن مرا به یک متعصب برای حق سکوت تبدیل کرده است – و وقتی دیدم که بالدوین آرامانه حقوقش را کنار می‌گذارد، به هم خوردم. (صحبت او با چند خبرنگار در مورد این پرونده یک نگرانی جداگانه خواهد بود.)

البته ما نمی دانیم که حرف های بالدوین در مورد او چگونه خواهد بود. اما پرونده او به خطری اشاره دارد که افراد بی گناهی که پول و قدرت بسیار کمتری نسبت به بالدوین دارند، می توانند با انجام آنچه که فکر می کنند “کار درست” است – صحبت کردن با پلیس، بر سر خود بیاورند.

آمریکایی‌های معمولی – حتی اگر فارغ‌التحصیل دانشگاهی بسیار پیشرفته یا دانشجوی دانشکده حقوق باشند – واقعاً چیزهای وحشتناکی در مورد راه‌های مختلفی که حتی افراد بی‌گناه می‌توانند تا آخر عمر از بزرگترین اشتباه خود پشیمان شوند، نمی‌دانند. دوئن به من گفت.

با نگاهی فراتر از پرونده بالدوین، دوان استدلال می‌کند که یک خطر کلیدی این است که در تلاش برای دفاع از خود در برابر پلیس، ممکن است ناخواسته به اشتباهی اعتراف کنید. پیمایش در اطراف چنین خطراتی بسیار دشوارتر می شود زیرا دادگاه ها به پلیس آزادی عمل گسترده ای برای دروغ گفتن به افرادی که بازجویی می شوند داده اند.

دوئن در کتاب خود می نویسد: «آنها به شما در مورد جنایتی که واقعاً در حال تحقیق هستند به شما دروغ می گویند، آیا شما را مظنون می دانند، آیا قصد دارند شما را تحت تعقیب قرار دهند، چه مدارکی علیه شما دارند، آیا پاسخ های شما ممکن است به شما کمک کند یا خیر. ، اینکه آیا اظهارات شما غیرقانونی است، و آیا شاهدان دیگر موافقت کرده اند که با آنها صحبت کنند – حتی در مورد آنچه که آن شاهدان گفته اند یا نگفته اند.”

وقتی با پلیس صحبت می کنید، بعید است که کل داستان شما در طول دادگاه به هیئت منصفه منتقل شود. دوان استدلال می کند که قوانین فدرال و ایالتی ارائه شواهد را برای دادستان و پلیس بسیار آسان تر می کند خسارت اظهارات بازجویی از وکلای مدافع برای ارائه اطلاعات تبرئه کننده از همان مصاحبه. بگویید که تیراندازی به یک مرد را به شدت تکذیب می‌کنید، توضیح دهید که هرگز اسلحه نداشته‌اید و تیراندازی را بلد نیستید، و به این نکته اشاره کنید که در نزدیکی صحنه جنایت نبوده‌اید – اما به طور گذرا اعتراف کنید که “آره، مطمئنا، من هرگز آن پسر را دوست نداشتم، اما چه کسی دوست داشت؟” دوان می‌گوید حتی اگر همه اینها درست باشد، هیئت منصفه ممکن است تنها بدترین‌ها را در دادگاه بشنوند و افسری شهادت دهد: “او به من اعتراف کرد که هرگز آن مرد را دوست نداشته است.”

دوان می‌گوید در حالی که دادستان می‌توانند از افسری که با متهم مصاحبه کرده است، هر چیزی را که می‌خواهند درباره بیانیه بپرسند، قوانین شنیده‌ها می‌توانند تا حد زیادی آنچه را که وکلای مدافع می‌توانند در بازجویی متقابل از افسر در مورد سایر بخش‌های همان بیانیه استخراج کنند، محدود کنند.

آیا این سناریوها دور از ذهن به نظر می رسند؟ داده ها چیز دیگری می گوید. از سال 1989، پروژه بی گناهی از شواهد DNA برای کمک به تبرئه 375 فرد بی گناهی که به جرم جنایت محکوم شده اند، استفاده کرده است. حدود 29 درصد از تبرئه شدگان تا حدودی به دلیل اعترافات دروغین محکوم شده بودند. تحقیقات نشان داده است که بیشتر اعترافات نادرست پس از بازجویی هایی به مدت نیم دوجین ساعت یا بیشتر اتفاق می افتد و تقریباً همه شامل دروغگویی افسران پلیس به مظنونان است. بسیاری همچنین شامل وعده‌های ضمنی نرم‌افزاری می‌شوند که ممکن است به مظنونان این تصور را بدهد که صحبت کردن تنها راه نجات آنهاست.

متمم پنجم یک تشریفات صرف نیست. این یکی از بهترین دفاع ها در برابر نفوذ بیش از حد دولت است که آمریکایی ها از آن لذت می برند. ما باید به شدت از آن محافظت کنیم. هر زمان که از شما خواسته می شود در مورد حادثه ای که درگیر آن هستید با پلیس صحبت کنید، فقط چهار کلمه وجود دارد که باید بگویید: “من یک وکیل می خواهم.”

فرهاد می خواهد با خوانندگان تلفنی چت کنید. اگر مایلید با یک ستون نویس نیویورک تایمز در مورد هر چیزی که در ذهنتان است صحبت کنید، لطفاً این فرم را پر کنید. فرهاد چند خواننده را برای تماس انتخاب می کند.


تمامی اخبار به صورت تصادفی و رندومایز شده پس از بازنویسی رباتیک در این سایت منتشر شده و هیچ مسئولتی در قبال صحت آنها نداریم