املاک وسیع کانکتیکات وحشی را در آغوش می‌گیرد

سوزان شیهان و جان اوکالاگان زمانی که رابین هیل، یک عمارت آجری نئوجرجیایی 93 ساله را که در 20 هکتار در نورفولک، کانن واقع شده بود، خریدند، چیزی در مورد باغ ها نمی دانستند. اما یک دهه بعد، شیهان، فروشنده برجسته چاپ پس از جنگ در منهتن، و اوکالاگان، یک تاجر فرش، بر گستره‌ای به ظاهر بی‌پایان زیبایی نظارت می‌کنند: در یک نگاه، زمین‌ها تقریباً وحشی به نظر می‌رسند، اما قسمت‌های سرکش به نظر می‌رسند. چمنزار و جنگل های سایه دار در واقع به اندازه هر یک از مناظر عالی توسط Capability Brown یا Gertrude Jekyll مورد توجه قرار گرفته اند.

این خانه 10000 فوت مربعی که در بالای انتهای شمالی ملک قرار دارد – با سقف بلندی از اتاق‌ها در طبقه همکف و اتاق‌های مهمان تبدیل به بال خدمتکاران – ارزش یک افسانه فیتزجرالدی را دارد. ساخته شده توسط جورج لیستر کارلایل و همسرش، لیلا لافلین کارلایل، وارث فولاد پیتسبورگ که نام آن را به افتخار خانه در سری رمان‌های «حماسه فورسایت» در سال 1922، نوشته جان گالسورثی، تعدادی از کلبه‌های قرن نوزدهمی در همسایگی این ملک گذاشته است. هنوز هم متعلق به قبیله گسترده لافلین کارلایل است. (برادرزاده او، جیمز لافلین، انتشارات New Directions را در سال 1936 در اینجا تأسیس کرد و تا زمان مرگش در سال 1997 در یک خانه مزرعه در آن طرف جاده زندگی کرد.)

در اوایل دهه 1980، جان سالادینو، طراح داخلی مشهور آمریکایی، رابین هیل را خریداری کرد و حدود 20 سال در آنجا زندگی کرد، و آن را با اثاثیه نئوکلاسیک با رنگ خنثی و هنر انتزاعی تزئین کرد و باغ های جسورانه و متأثر از ژاپنی لافلین کارلایل را به باغی تبدیل کرد. به سبک اروپایی متقارن تر، با آلاچیق، فضاهای پلکانی و دیوارهای ساخته شده از سنگ محلی. اما زمانی که شیهان و اوکالاگان خانه را از صاحب جدیدش خریدند، دکتری که از زمین مراقبت نکرده بود، بازنگری اساسی در مورد چشم انداز انجام شد. در حالی که شیهان مطمئن بود که در داخل چه باید بکند – او میراث کلاسیک خانه را با رنگ‌های رنگ‌های تاریخی، سرامیک‌های قدیمی آسیایی و بریتانیایی و پارچه‌های سنتی گل‌دار و هندسی از اروپا ارج نهاده است – فضای بیرون او را به هم ریخت. شیهان درباره تعطیلات آخر هفته این زوج می گوید: «ما عاشق خانه شدیم، آن را خریدیم و در زمستان به خانه رفتیم. «سپس به بیرون نگاه کردیم و متوجه شدیم که اصلاً نمی‌دانیم به چه چیزی دچار شده‌ایم. روی تراس ایستادم و با خودم فکر کردم: “آن بیرون دنیایی از وحشت نهفته است.”

هنگامی که این زوج در کنار یکی از هفت شومینه خانه نشسته بودند و منتظر بهار بودند، کتاب سال 2009 “Spirit: Garden Inspiration” توسط طراح منظر بریتانیایی دن پیرسون را ورق زدند. آنها هرگز نام پیرسون را نشنیده بودند اما پس از اینکه فهمیدند او کابین نزدیک دوستشان جان پل فیلیپ، طراح و هنرمند متولد اوکلاهاما، را به عنوان یکی از مکان هایی که الهام بخش او شده بود، انتخاب کردند. پیرسون توضیح داد که چگونه کلبه چوبی ساده و حتی تیره فیلیپ – که در اوایل تا اواسط قرن نوزدهم در کوه‌های بلو ریج کارولینای شمالی ساخته شد – در دهه 1970 توسط پرنده‌شناسی که آن را از هوا مشاهده کرده بود، تخته به تخته به کانکتیکات منتقل شد. همانطور که پاراگلایدر می کرد. هر زمستان، فیلیپ که این ملک پنج هکتاری را در سال 2006 خریداری کرد، درختان و درختچه های بومی را از بین می برد تا حضور پرندگان و حیات وحش را به حداکثر برساند و این مکان را به یک رصدخانه طبیعی تبدیل کند.

شیهان به این نتیجه رسید که فقط فردی را پیدا کرده است که در مورد رابین هیل به او کمک کند: فردی ساده لوح که سلیقه خوبی داشت و شاید به کار نیاز داشت. او می‌گوید: «در تصور من، دن مانند جان پل بود، مردی تنها که کنار اجاق‌های هیزمی طراحی می‌کرد. زمانی که برای تجارت در لندن بود، قرار ملاقاتی با او در استودیوی واترلو گرفت.

تا زمانی که پا به داخل گذاشت، متوجه اشتباه محاسباتی خود شد. نه تنها حدود دوازده کارمند وجود داشتند که توسط شوهر پیرسون، هوو مورگان مدیریت می شد، بلکه دیوارها با طرح هایی برای املاک وسیع در همه جا از هاوایی گرفته تا سانفرانسیسکو، یونان، لندن و شانگهای آویزان شده بود، که نام برخی از افراد مربوطه را به طور محتاطانه روی آن نوشته شده بود. صاحبان: جانی آیو، طراح سابق اپل؛ یورگن تلر، عکاس مد آلمانی. پیرسون 58 ساله، او کشف کرد، قامتی شبیه زئوس در دنیای باغ داشت. او که به دلیل طراحی هایی که طبیعت را به جای رام کردن آن زیبا می کند، باغبانی را در 6 سالگی شروع کرد، در 17 سالگی در باغ انجمن سلطنتی باغبانی در ویسلی آموزش دید و در سال 1987 تمرین خود را راه اندازی کرد. پس از مرگ پرنسس دایانا در سال 1997، او محوطه را دوباره پیکربندی کرد. در آلتورپ، خانه‌ای که سال‌های نوجوانی خود را در آن گذراند، و اخیراً باغ دلوس مدیترانه‌ای را که در سال 1935 توسط ویتا ساکویل-وست در قلعه سیسین‌هورست آغاز شده بود، بازسازی کرد. برای جنگل هزاره توکاچی 1000 هکتاری در جزیره شمالی هوکایدو ژاپن، غول روزنامه میتسوشیگه هایاشی او را استخدام کرد تا با معمار منظر محلی فومیاکی تاکانو برای ایجاد یک پارک عمومی زیست محیطی که بیش از 20 سال طول کشیده است، همکاری کند.

علیرغم شهرت حرفه ای خود، طراح به همان اندازه برای رفتار متواضع و آرام خود شناخته شده است. او می‌گوید: «من بلافاصله رویکرد سوزان به نیروی طبیعت و قدرت چشم او را دوست داشتم. “می دانستم که او می تواند چیزی به من بیاموزد.” پیرسون معتقد است که باغ باید راهی برای کشف خود باشد، که هر انسانی باید تصمیم بگیرد که در مقابل طبیعت کجا ایستاده است. او شیهان را تشویق کرد تا تعدادی تصویر جمع کند، نه لزوماً از باغ‌ها، بلکه از هر چیزی که او اصلاً الهام‌بخش می‌دانست. این در مورد گیاهان نبود. وقتی به زمین خیره شد، می خواست چه احساسی داشته باشد.

شیهان با یک جلد 250 صفحه‌ای مارپیچی بازگشت. این تصاویر از یک نقاشی سیاه رنگ بارنت نیومن تا یک مجسمه برنز قرن شانزدهمی بنین را در بر می گرفت. یک کوزه سفالی و یک سنگ قبر قرن هجدهم نیوانگلند وجود داشت. او می‌گوید: «انجام این کار به من کمک کرد تا ببینم چیزی که می‌خواهم این بود که همیشه آگاه باشم که کنترل چندانی بر طبیعت نداریم.»

مشتریان متعارف تر – نه از آن دسته ای که پیرسون برای کار با آنها انتخاب می کند – نظم و کمال می خواهند: تخت گل های کاملاً مشخص، پرچین های شمشاد مربعی، تقارن آرامش بخش. برعکس، معماری مینیمالیستی اغلب خواستار منظره ای کاملا سبز است که نقطه قوت پیرسون نیست. اما در شیهان، طراح فردی را پیدا کرد که مانند او فکر می‌کند: قانع‌کننده‌ترین بخش‌های یک باغ، فضاهای مرزی بین کشت و کار و بیابان است.

پیرسون که رویکردش به باغبانی به سبک غربی اواخر قرن نوزدهم نزدیک است، می‌گوید: «شما باید مایل باشید لحظات کوتاهی از سردرگمی و به دنبال آن شادی بزرگ را احساس کنید. تا حدی واکنشی به سختی صنعتی شدن بود، ظهور آن همچنین تصدیق این بود که چگونه گیاهان عجیب و غریبی که از زمان ماری آنتوانت به اروپا آورده شدند، تبدیل به مهاجم شدند و تنوع زیستی را خفه کردند.

حفظ تنش‌زدایی با جنگل‌های همیشه درگیر به‌ویژه در رابین هیل، که در سردترین بخش کانکتیکات، گوشه شمال غربی ایالت است، چالش برانگیز بود. نه تنها فصل رشد در آنجا بسیار کوتاه است، و بنابراین به طور غیرمعمول فراوان است – بسیاری از چیزها به طور همزمان شکوفا می شوند – بلکه تقریباً نیمی از این ملک جنگلی است که در مجاورت یک منطقه حفاظت شده طبیعی 6000 هکتاری قرار دارد. “جنگل ها هستند را پیرسون می گوید نیروی محرکه. این چیزی است که پاک شد و همیشه می‌خواهد برگردد.»

پس از برداشتن تیغه‌ها، آشکار شد که خانه، که بر روی یک ازاره ساخته شده بود، نیاز به اتصال بهتری به باغ داشت – در زمان لافلین کارلایل، زمانی که زمین‌هایی برای تحسین از فاصله‌ای امن ایجاد می‌شد، غیرقابل تصور بود. خوشبختانه، بسیاری از منظره‌های سختی که او و سالادینو نصب کردند، باقی مانده بودند: دیوارهای سنگی خشکی که در محل قرار داشتند و یک حوض انعکاسی گرد مشرف به صحن ورود سنگفرش‌ها، و همچنین چندین ساختمان کوچک زونا برای ابزار و یک دفتر نگهبان. با این حال، برخی از دیوارهای سنگی خطوط دیدنی را قطع می‌کردند و پرسه زدن در ملک را دشوار می‌کردند، بنابراین پیرسون راه‌هایی برای دسترسی به مناظر از ورودی‌ها و ارتفاعات متعدد خانه طراحی کرد: یک پلکان گرانیتی گرد که از درهای فرانسوی پشتی به سمت چمنزار منتهی می‌شود. پله های سنگی بریده شده به دیوار حائل مرتفع در کنار حوض انعکاسی. مجموعه ای از پله های چمن و سنگی فراگیر برای تجزیه شیب رو به پایین منتهی به جنگل. او می گوید: «می خواستم خانه را آزاد کنم.

هدف او این بود که همه مناطق را با شبکه ای از مسیرها به هم ببندد. اما برای این کار، بخش های آیش باید احیا شوند. از جمله کارهای مهم تر، احیای علفزار بود که مالک سابق آن را به صورت مسطح دریده بود. جیمز مک گرات که پنج سال گذشته را به عنوان باغبان تمام وقت این زوج با کمک دو دستیار گذرانده است، می گوید: «مردم به یک چمنزار نگاه می کنند و فکر می کنند که طبیعت کار خود را انجام می دهد، اما این یک اکوسیستم فوق العاده پیچیده است. او که در برانکس به دنیا آمد، در باغ‌های لانگ‌وود در پنسیلوانیا آموزش دید، سپس در گریت دیکستر، ملک معروف طراحی شده توسط ادوین لوتینز در شرق ساسکس، انگلستان، و باغ‌هایی در اورشلیم، هلند و مادرید و غیره مشغول به کار شد. در همکاری نزدیک با پیرسون (آنها ماهانه از طریق تلفن یا ایمیل چک می کنند)، او تلاش می کند تا گونه های تهاجمی مانند Solidago rugosa را شکست دهد و هر سال بیش از 1000 شاخه کاشته می کند – تکه های مخصوص سفارش داده شده از گیاهان بومی. با گذشت پنج سال از کار پیرسون بر روی این ملک، مسیر باریک و کنده‌شده اکنون از میان امتداد ترنج‌های معطر با رنگ اسطوخودوس و چترهای صورتی کم‌رنگ علف هرز می‌پیچد.

پیرسون به جای یک باغ برش معمولی که معمولاً از دید پنهان است و در ردیف‌های عملی گیاهان زینتی که برای چیدمان خانه‌ها در نظر گرفته شده است سازماندهی شده است، آلاچیق بلندی را که سالادینو برای ایجاد یک منطقه باز D شکل با انواع گیاهان چند ساله ساخته بود، پایین آورد. در یک مرز مرکب معمولی، که پشت سر هم شکوفا می‌شوند، یافت می‌شوند – توده‌هایی از زنبق‌های بنفش فلورسنت در بهار، رنگین کمان اکیناسه در ماه جولای، توده‌ای از رودبکیا زرد بلند اواخر تابستان. مک گراث عموماً از بین نمی رود و به گیاهان اجازه می دهد مسیر خود را طی کنند. مک‌گراث می‌گوید، ایده این بود که «سوزان را قادر سازد فکر کند که در وسط یک نقاشی پوینتیلیست ایستاده است». در اواخر ژوئیه، فنچ‌ها روی ساقه‌های بلند ارغوانی و زرد علفزار فرو می‌روند و موج‌هایی از حرکت را ایجاد می‌کنند.

در حالی که چنین رنگ و وفور مطمئناً اغوا می کند، این اصلاح پیرسون در منطقه جنگلی سایه دار نزدیک به ضلع شرقی خانه است که مسلماً رساترین ژست او در رابین هیل است. پیرسون می‌گوید، کلید استقبال از چنین سایه‌های متراکمی این است که مداخلات انسانی را در فواصل زمانی عالی در هم بریزید، فقط به اندازه‌ای که «این مکان احساس امنیت کند». چند درخت قربانی شدند تا دیگران بتوانند رشد کنند، و مسیر با یک کاج سفید افتاده که به شکل یک نیمکت شکل گرفته مشخص شده است. فراتر از آن، در سایه ها، یک صخره مخروطی به ارتفاع 15 فوت قرار دارد – انبوهی از سنگ های سنتی در ساختاری که ریشه های اسکاتلندی باستانی دارد – که توسط استفان بوندشوه، یک سنگ تراش محلی ایجاد شده است. این مجسمه توسط یک پایه کم ارتفاع از اپیمدیوم احاطه شده است که در سال های آینده در میان ریزه های زیر زمینی گسترده خواهد شد، این مجسمه مانند یک نشانگر مرموز ماقبل تاریخ بالا می رود. در ادامه، دایره‌ای از کنده‌ها و سنگ‌ها به آرامی تا انتهای علفزار باز می‌شود، با یک مسیر چمن‌زنی که به خانه برمی‌گردد. چنین لحظاتی در میان – سایه بان جنگل که جای خود را به مراتع بلند می دهد، چراغ های کهربایی خانه در فاصله گیج کننده – موارد مورد علاقه پیرسون هستند. او می گوید: «همیشه لبه های فرسوده مهم هستند. اینجاست که جالب ترین اتفاقات رخ می دهد.


تمامی اخبار به صورت تصادفی و رندومایز شده پس از بازنویسی رباتیک در این سایت منتشر شده و هیچ مسئولتی در قبال صحت آنها نداریم